تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

333

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

است : تشبيه خالص در حق خداوند ممكن نيست و تنزيه خالص هم بىمعنى است ، بلكه به اعتبارى تنزيه و تشبيه را با هم مخلوط نموده است . « 1 » و اما بعضى از مطالب را كه با افهام عموم سازش نداشته و افهام عموم نمىتواند از آنها استقبال نمايد ، به طور وضوح و صراحت لهجه بيان نكرده است و گاهى آنها را در لفافه و خفا و سرّ براى اهلش بيان نموده ولى پرده از روى آنها برنداشته و با عبارت لطيفى معناى لطيفى را ذكر كرده است . حمد براى غير خدا واقع نمىشود مثلًا در اولين آيه از قرآن شريف با يك معناى لطيفى جلوى مسلك باطل تفويض را گرفته است و در ابطال اين مرام فرموده : « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » « 2 » يعنى تمام محامد و محمده‌ها براى اوست ؛ زيرا چيزى از خود جمالى ندارد تا محمده براى او باشد . تمام جمال و تمام كمال از اوست و هيچ جمالى و كمالى به نحو استقلال از موجودات نيست تا بشود آنها را حمد نمود . اگر انسان زيد را حمد مىكند آيا انسانيت و تحرك ارادى او را حمد مىكند ؟ انسانيت و حيوانيت زيد كه اعتبارى است . بلكه زيد را ستايش مىكند چون عالم است ، ولى اگر ملاحظه كنيم علم زيد كه محدود است آيا انسان زيد را به خاطر محدوديت علمش ، مدح مىكند ؟ محدوديت كه نقصان است مگر مىشود از نقصان ، تمجيد كرد بلكه اگر انسان زيد را تمجيد مىنمايد چون عالم است جهت صرف علم او را در نظر گرفته و صرف العلم را تمجيد و مدح مىكند . آيا صرف العلم در عالم طبيعت امكان دارد ؟ صرف العلم جز در حق پيدا نمىشود ، پس ستايش از آنِ اوست و انسان خيال مىكند كه زيد را ستايش نموده است . و به ضرورت عقل ، اصلًا محال است كه كسى را ستايش نمود ؛ زيرا كسى از خود

--> ( 1 ) - « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ » . شورى ( 42 ) : 11 . ( 2 ) - فاتحه ( 1 ) : 2 .